تبليغاتX
فریاد سکوت


فریاد سکوت

وبلاگ روانشناسی و اجتماعی و ادبی

سرچشمه زيبايي بيروني شما با منبع زيبايي دروني‌تان متفاوت است. زيبايي بيروني از پدر و مادرتان به شما با منابع دروني‌تان متفاوت است. زيبايي بيروني مي‌رسد و اندام آنها، اندام شما را خلق مي‌كند. اما زيبايي دروني از هوشياري‌اي كه در طول زندگي به‌دست آورده‌ايد سرچشمه مي‌گيرد. شخصيت شما، نمودي از پيوند هر دوي اينها است: بنابراين زيبايي بيروني بازتاب زيبايي دروني نيست و همين‌طور برعكس، زيبايي درون، رابطه‌اي با زيبايي برون ندارد. اما گاهي اتفاق مي‌افتد كه زيبايي و نور دروني شما آن‌قدر زياد شود كه برون‌تان را درخشان كند. در اين صورت، هر چند ظاهرتان زيبا نباشد، اما نوري كه از سرچشمه‌تان جاري مي‌شود ـ از ژرف‌ترين سرچشمه‌هاي زندگي ابدي‌تان ـ حتي اندام نازيباي شما را به صورتي زيبا و تابناك جلوه مي‌دهد. اما برعكس، اين امر هرگز صادق نيست؛ زيبايي برون تنها تا مرز پوست شماست و نمي‌تواند زيبايي درون را تحت تأثير قرار دهد. در مقابل، برون شما براي جست‌و‌جوي زيبايي سرچشمه‌هاي دروني خودش است؟ اغلب مي‌بينيم افرادي هستند كه ظاهري بسيار زيبا دارند، اما باطني بسيار زشت و زيبايي برونشان پوششي است تا خود را پشت آن مخفي كنند، اين كار را هر روزه ميليون‌ها نفر، تجربه مي‌كنند. عاشق زن يا مردي مي‌شويد، چون قادر به ديدن زيبايي برونش هستيد و در مدت كوتاهي پي مي‌بريد كه درونيش هيچ‌گونه شباهتي با زيبايي برونش ندارد. براي نمونه، اسكندر كبير اندام و ظاهر بسيار زيبايي داشت، اما ميليون‌ها انسان را قتل عام كرد؛ فقط براي ارضاي نفسش كه مي‌خواست فاتح تمام دنيا باشد. اما نبايد فراموش كنيم كه با زيبا كردن درون، بيرون و ظاهر ما خود را با آن سازگار كرده زيبا خواهد شد.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388| ساعت 10:36 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

نشانه های خجالتی بودن

فرار کردن از جمع غريبه‌ها، کم حرف بودن، عبوس بودن و کمتر لبخند زدن، عدم برقراري ارتباط بصري مستمر و طبيعي با ديگران، عدم برخورداري از روابط دوستانه، شخصيتي انفعالي داشتن، بيزاري از دعوت کردن و دعوت شدن به مهماني‌ها و مجالس، تمايل به سر و کار داشتن بيشتر با کتاب و اشيا و لوازم مختلف به جاي آدم‌ها، شنونده بودن صرف، تأييد کردن هر چيزي بدون بحث و جدل در مورد آن، ترس از مخالفت با نظرات ديگران يا بيان نقطه‌نظرات خود، ترس دائمي ‌از مورد تمسخر قرار گرفتن.

راه‌هاي مقابله با خجالتي بودن

۱.قبل از وارد شدن به يک جمع، اطلاعاتي در مورد آن جمع به دست آوريد و درباره چيزهايي که مي‌خواهيد يا مي‌شود در آنجا مطرح کرد، فکر کنيد.
 ۲.معاشرت خود را با ديگران بيشتر کنيد؛ از جمع‌هاي دوستانه کوچک شروع کنيد، به سؤالات‌شان جواب دهيد و از آنها درباره خودشان، آرزوهايشان، اهداف‌شان يا موضوعات ديگر سؤال کنيد.
 ۳.صحبت كردن در جمع را ياد بگيريد. اگر از حرف زدن در جمع مي‌ترسيد، در كلاس‌هايي که به همين منظور برگزار مي‌شود، ثبت‌نام کنيد.
 ۴.اگر خجالتي بودن، خيلي شما را آزار مي‌دهد، به يک مشاور يا روان‌شناس مراجعه کنيد.
 تا حد ممکن از انزوا و گوشه‌گيري دوري کنيد. اگر چند نفري دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذاريد و سر صحبت را با آنها باز کنيد.
 ۵.اگر به خاطر لهجه، صدا، بوي دهان يا نوع دندان‌هايتان از جمع گريزان هستيد، چرا فكري به حال اصلاح اينها نمي‌كنيد؟
۶. در جمع‌ها کاري کنيد كه کسل، خسته و بي‌حوصله به نظر نياييد.
 ۷.به ياد داشته باشيد راه مقابله با خجالت اين است که به چيزهاي ديگري تمرکز کنيد؛ مانند فکر کردن و تصور اينکه چطور مي‌شود از اتفاقات اجتماعي لذت برد.
۸. از طرد شدن يا شکست خوردن، نترسيد. قهرمانان ورزشي نيز با وجود احتمال شكست، باز هم به مبارزه و رقابت مي‌پردازند؛ اما تقريبا همه آنها براي برد به ميدان مي‌روند و هيچ‌گاه از شکست حرف نمي‌زنند.
۹.كم‌رويي، تـرديد و دودلي هنگامي ‌رخ مي‌دهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر مي‌كنيد. افكـارتـان را متوجه شخصي کنيد كه در حال گفت‌وگو با او هستيد. در اين حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيد برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.
 ۱۰.همه‌چيز را به خودتان نگيريد. نبايد هر چيزي مانند شوخي و طعنه را به عنوان توهين تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را مي‌گويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند؛ هر چند گاهي اوقات مردم نـظـرات نابجا و بي‌موردي مي‌دهند؛ در اين صورت، قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.
 ۱۱.توقعتان را كم كنيد. بنا نيست در پايان يك گفت‌و‌گو، شما افراد را كاملا مجذوب خود كرده باشيد. همين كه همه از هم‌صحبتي يكديگر لذت برده باشيد، كافي است. باور كنيد!
 هول نكنيد. آدم‌هاي روبه‌روي شما هر چقدر هم كه مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معايب و مشكلات و ضعف‌هاي خودشان را دارند؛ عين شما! شايد هم مثل خود شما دارند سعي مي‌كنند كسي متوجه نشود چقدر خجالتي هستند!

نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388| ساعت 1:8 بعد از ظهر| توسط مهسا| |



از نظر دانش‌ آيرويدا، در چه‌ وضعيتي‌ به‌ سر مي‌بريد؟


خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس کليد مشاهده نتيجه را فشار دهيد.
 
1. اسكلت‌ و استخوان‌ بندي‌ هيكل‌تان‌ چگونه‌ است‌؟
ظريف‌ و كوچك‌
متوسط
درشت‌ و تنومند

2. آيا پوست‌ لب‌ تان‌، به‌ سرعت‌ ترك‌ مي‌خورد؟
بله
گاهي اوقات
خير اصلا

3. آيا از سويا (پروتيين‌ گياهي‌) در غذاهايتان‌ استفاده‌ مي‌كنيد؟
بله هميشه
گاهي اوقات
خير اصلا

4. كدام‌ يك‌ از مواد غذايي‌ زير بيشتر از بقيه‌، اشتهايتان‌ را بر مي‌انگيزاند؟
عسل
ليموترش
سير
نمک

5. طعم‌ كدام‌ يك‌ از شربت‌هاي‌ زير را بيشتر دوست‌ داريد؟
انبه‌ يا آلبالو
ليمو يا پرتقال
نعنا يا سيب

6. آيا در هنگام‌ فعاليت‌هاي‌ سنگين‌، زياد عرق‌ مي‌كنيد؟
خير
تا حدي
به شدت

7. در چه‌ زماني‌ از شبانه‌ روز، انرژي‌ و حوصله‌ بيشتري‌ پيدا مي‌كنيد؟
اول‌ صبح
صبح‌ پس‌ از بيدار شدن‌ از خواب
بعد از ظهر
عصرهنگام

8. آيا خود را فردي‌ پراحساس‌ تلقي‌ مي‌كنيد كه‌ به‌ سرعت‌ متوجه‌ زيبايي‌ها و شگفتي‌هاي‌ محيطاطرافتان‌ مي‌شويد؟
بله‌ كاملا
بله‌ تا حدي
شايد
نه‌ چندان

9. آيا قادريد به‌ راحتي‌ و به‌ سرعت‌ وزن‌ كم‌ كنيد؟
خير، هميشه‌ در هنگام‌ وزن‌ كردن‌ با مشكل‌ مواجه‌ مي‌شويد.
بله‌، در صورت‌ تمايل‌ و تلاش‌، قادريد
به‌ راحتي‌ وزن‌ كم‌ مي‌كنيد

10. چه‌ زماني‌ ناهار مي‌خوريد؟
قبل‌ از ظهر
ظهر هنگام
حدود ساعت‌ يك‌ بعد از ظهر
بعد از ساعت‌ يك‌ بعد از ظهر

11. شب‌ها معمولا چند ساعت‌ مي‌خوابيد؟
كمتر از چهار ساعت
بين‌ چهار تا شش‌ ساعت
بين‌ هشت‌ تا دوازده‌ ساعت
بيش‌ از دوازده‌ ساعت

12. از ميان‌ سالادهاي‌ رستوراني‌ زير، كدام‌ يك‌ را انتخاب‌ مي‌كنيد؟
سالاد کلم
سالاد کاهو
سالاد دريايي‌ يا سالاد ژامبون

13. آيا تند و سريع‌ صحبت‌ مي‌كنيد؟
بله‌، هميشه
گاهي‌ اوقات‌
خير هرگز

14. آيا جسمي‌ منعطف‌ و نرم‌ داريد؟
بله
خير


15. آيا موهاي‌ سرتان‌ چرب‌ است‌؟
بله
تا حدي
خير

16. آيا خود را فردي‌ پويا و پرجنب‌ و جوش‌ تلقي‌ مي‌كنيد؟
تا حدي
بله‌ كاملا
خير، به‌ هيچ‌ وجه

17. آيا صبح‌ هنگام‌ احساس‌ بي‌قراري‌ و ناآرامي‌ بر وجودتان‌ مستولي‌ مي‌شود؟
بله‌ به‌ شدت
تا حدي
خير، به‌ هيچ‌ وجه

18. گردن‌ تان‌ چه‌ شكلي‌ است‌؟
كشيده‌ و لاغر
متوسط
کوتاه و چاق

19. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير، بيشتر به‌ شخصيت‌تان‌ مي‌خورد؟
سازش‌پذير و قابل‌ انعطاف‌
نافذ و گيرا
ياري‌ بخش‌ و دلسوز

20. در صورت‌ درست‌ كردن‌ غذا از روي‌ يك‌ نوع‌ دستور آشپزي‌، كدام‌ ماده‌ را كمي‌ بيشتر از ديگري‌مصرف‌ مي‌كنيد؟
سير
نمک
فلفل
هيچکدام

21. آيا در هنگام‌ انجام‌ دادن‌ كارها، به‌ سرعت‌، احساس‌ خستگي‌ به‌ شما دست‌ مي‌دهد؟
بله
تا حدي
خير، به‌ هيچ‌ وجه‌

22. ‌آيا در هنگام‌ كش‌ و قوس‌ دادن‌ به‌ بدنتان‌، مفاصل‌تان‌ به‌ صدا در مي‌آيند و ترق‌ ترق‌ مي‌كنند؟
بله‌، هميشه‌
گاهي‌ اوقات‌
خير، هيچگاه‌

23. كدام‌ يك‌ از طعم‌هاي‌ زير را نمي‌توانيد تحمل‌ كنيد؟
خيلي‌ شور
خيلي‌ تند
خيلي‌ ترش‌
خيلي‌ شيرين‌

24. آيا بعد از ناهار، هله‌ هوله‌ مي‌خوريد؟
بله‌، حدود ساعت‌ سه‌ بعد از ظهر
بله‌، حدود ساعت‌ چهار بعد از ظهر
بله‌، عصر هنگام
خير، اصلا

25. آيا از شوخي‌ كردن‌ و سر به‌ سر ديگران‌ گذاشتن‌ به‌ وجد مي‌آييد؟
بله‌ به‌ شدت
گاهي‌ اوقات
تا حدي
خير اصلا

26. معمولا، چه‌ نوع‌ خواب‌هايي‌ بيشتر به‌ يادتان‌ مي‌مانند؟
خواب‌هاي‌ ترسناك‌
خواب‌هاي‌ حاوي‌ صحنه‌هاي‌ خشم‌ و عصبانيت‌
خواب‌هاي‌ رمانتيك‌ و احساسي‌

27. آيا دچار طغيان‌هاي‌ خشم‌ و عصبانيتي‌ مي‌شويد كه‌ نتوانيد خود را كنترل‌ كنيد؟
بله‌ به‌ وفور
گاهي‌ اوقات‌
به‌ ندرت‌
خير، هرگز

28. كدام‌ يك‌ از سبزيجات‌ زير را ترجيح‌ مي‌دهيد؟
تربچه‌ و شلغم‌ تازه
تره‌ و جعفري‌ تازه
پياز و سيب‌ زميني‌ خام‌

29. آيا معمولا در ناحيه‌ دست‌ها و پاهايتان‌ احساس‌ سرما مي‌كنيد؟
بله‌ هميشه
گاهي‌ اوقات
به‌ ندرت
خير، هرگز

30. آيا در صورت‌ پرخوري‌ شبانه‌، به‌ سرعت‌ احساس‌ سنگيني‌ و رخوت‌ به‌ شما دست‌ مي‌دهد؟
گاهي‌ اوقات
تا حدي
بله
خير

31. آيا در برابر تغييرات‌، از خود مقاومت‌ نشان‌ مي‌دهيد؟
بله‌ به‌ شدت‌
گاهي‌ اوقات‌
تا حدي
خير به‌ هيچ‌ وجه

32. آيا معمولا بيني‌تان‌ كيپ‌ و گرفته‌ است‌، حتي‌ زماني‌ كه‌ سرما نخورده‌ايد؟
بله
گاهي اوقات
به ندرت
خير اصلا

33. كدام‌ يك‌ از غلات‌ زير را در طول‌ روز، بيشتر مصرف‌ مي‌كنيد؟
برنج
گندم
ذرت
جو يا جوي‌ دوسر

34. آيا زمان‌ مشخصي‌ در طول‌ روز را براي‌ فعاليت‌هاي‌ ورزشي‌ اختصاص‌ داده‌ايد؟
بله
گاهي اوقات
به ندرت
خير

35. كدام‌ يك‌ از گزينه‌هاي‌ زير را به‌ عنوان‌ صبحانه‌ ميل‌ مي‌كنيد؟
كورن‌ فلكس‌ (برشتوك‌)
فرني‌ يا غلات‌ حاوي‌ جوي‌ دوسر گرم‌
كيك‌ صبحانه
نان‌ و پنير يا كره‌ و عسل‌ و مربا

 
برای مشاهده ی نتیجه به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
::ادامه مطلب::
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388| ساعت 1:2 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

لذتی که در انتقام هست در عفو نیست!

یه عمری شنیدیم که گفته‌ن «لذتی که در عفو هست در انتقام نیست» اما
حالا معلوم شده این حرفا فقط کلک قدیمیا بوده برای این که ما رو از لذت واقعی محروم کنن!
عنایت بفرمایین:

از نظر دانشمندان، انسان ها به طور ذاتي از سرزنش کردن کساني که مرتکب خطا مي شوند، لذت مي برند. محققان دانشگاه زوريخ سوئيس، هفت گروه 2 نفره را در حال انجام يک بازي، مورد مطالعه قرار دادند. در اين بازي که شامل مبادله پول مي شد، اگر کسي از انجام بازي منصفانه امتناع مي کرد، بايد منتظر سرزنش همبازي خود مي شد. به نوشته مجله ساينس، اين محققان اعتقاد دارند که سرزنش کردن ديگران، قسمتي از مغز را که مربوط به حس لذت بردن مي باشد، فعال مي کند. به گفته اين پژوهندگان، شايد به همين خاطر باشد که مردم تمايل دارند کسي که قوانين را زير پا گذاشته يا از اعتماد آن ها سو» استفاده کرده است را مورد بازخواست و سرزنش قرار دهند.

شيوه بازي
به هرکدام از شرکت کنندگان اين مسابقه که قادر به ديدن يکديگر نبودند، 10 واحد پولي داده و اعلام مي شد که با اعتماد کردن به يکديگر، مي توانند اين مبلغ را افزايش دهند. بازيکن اول اين اختيار را داشت که تمام پول را پيش خود نگه دارد ويا آن را به حريف خود بدهد. اگر او پول را پيش خود نگه مي داشت چيز بيشتري به دست نمي آورد ولي اگر آن را به طرف مقابل مي داد پول حريفش 4 برابر مي شد. سپس از بازيکن دوم اين سوال پرسيده مي شد که آيا مي خواهد جايزه خود را با حريف خود تقسيم کنند يا نه. اگر او از اين کار امتناع مي کرد، از بازيکن اول درمورد اينکه آيا حريفش مستحق سرزنش است يا نه سوال مي شد. آن ها براي گرفتن تصميم خود يک دقيقه فرصت داشتند. در شش مورد از هفت مورد، آن ها تصميم به سرزنش يکديگر گرفتند. در مدت زماني که آن ها براي تصميم گرفتن فرصت داشتند، دانشمندان در حال ثبت و بررسي واکنش هاي مغزيشان بودند. آن ها به اين نتيجه رسيدند که تصميم به سرزنش و تنبيه گرفتن، ناحيه استرياتوم پشتي مغز، که به عنوان ناحيه مرتبط با حس رضايت و لذت بردن شناخته شده است ، را تحريک مي کند. نويسنده اين مقاله، دکتر “ارنست فر” در توضيحات خود مي گويد: “مثلا وقتي عاشقي، تصوير معشوق خود را مي بيند، همين ناحيه از مغز او فعال مي شود.” او در گفت و گوي خود با بي.بي.سي ادامه مي دهد: “اين حاکي از آن است که احساس رضايتي از سرزنش و تنبيه کردن در مقابل تخلف به انسان ها دست مي دهد، به آن ها خيانتي شده و در نتيجه احساس بدي دارند ، حال با سرزنش و برخورد با وي، اين احساس بد در آن ها کمتر مي شود.” با اين وجود دکتر مايک ايزاک، روانپزشک مشاور و مدرس پرسابقه بيمارستان “مادسلي لندن” معتقد است که اين نتايج نمي توانند قطعي باشند. او گفت: “اينکه ما دوست داريم يکديگر را مورد سرزنش قرار دهيم از نظر روانشناسي کاملا قابل درک است. در واقع اين کار به ما حس خوش آيند برتري را القا مي کند. ولي اشتباه است که بگوييم اين مربوط به قسمت مشخصي از مغز مي باشد. ما نمي توانيم اين را تنها با بررسي تصاوير و نوارهاي مغزي ادعا کنيم.”
نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388| ساعت 1:45 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

شیوه های کسب احساس شادمانی در زندگی
۱ ) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم: هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌تر، ساده تر، آسان تر و سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!
۲) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم: اگر در مسیر زندگی امید خود را از دست دادیم مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راه های دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده است».
۳) ضعف های خودمان را بپذیریم: واقعیت این است که هر کس ضعف هایی دارد، به جای فروماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشیم انتقادپذیر بوده و بر ضعف هایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.
۴) نقاط قوت خود را تقویت کنیم: انسان مجموعه ای از استعدادهای گوناگون است که می‌تواند با شناسایی و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف توانایی های خودمان و پرداختن به کارهای مثبتی که علا قه داریم ، بیشترین لذت را از زندگی مان ببریم.
۵ ) از مطلق گرایی دوری کنیم: ما در گستره ای از نسبیت ها زندگی می‌کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می‌توانیم بهره گیریم. هیچ کس برای همیشه نمی تواند قهرمان شود. پس ما بیشترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه به دست آمده خرسند باشیم، خواه پیروز شویم یا نشویم.
۶) با خودمان صادق و روراست باشیم: صادق نبودن با خود، آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودمان روراست نبوده ایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. تابلویی از صداقت باشیم و درس صادق بودن را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.
۷) بیشتر به زندگی برسیم: گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگی مان تشبیه کنیم، همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانواده مان هم به مراقبت، تقویت، پرورش و... نیاز دارد.
۸) درگذشته زندگی نکنیم: اجازه بدهیم غبار گذشته از شانه هایمان فرو ریزد، هراندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دورتر خواهیم شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.
خیام می‌گوید:
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
۹) در حال شنا کنیم: در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم، زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندند، دلخوش کند و از واقعیت دور سازد. زندگی در زمان حال باعث می‌شود که علا وه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.
هر گاه در زمان حال زندگی کنیم ترس را از ذهن خود دور می‌سازیم. چون ترس مقوله ای است مربوط به حوادث آینده. تجربه ثابت کرده است، کسانی که در زمان حال زندگی می‌کنند، مشکلا ت گذشته آن‌ها راخموده و منفعل نمی سازد.
۱۰) روی مواردی که کنترل داریم متمرکز شویم: وقتمان را روی مسائلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم. بر آن چه می‌توانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگزاری کردن، کارکردن، خواندن، خندیدن و مانند این ها متمرکز شویم.
۱۱) همچون کوه استوار باشیم: به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دستیابی به آن‌ها کوشا باشیم. تلا ش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص می‌کند. در ناملایمات زندگی، خود را نبازیم، از آن‌ها درس بگیریم، بدانیم که شکست مقدمه پیروزیست، مشروط بر آن که علت یابی نمايیم.
۱۲) یادگیری را فراموش نکنیم: مغز ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر نمايیم.
۱۳) در کمک کردن به دیگران پیشقدم باشیم: کمک به همنوع از وظیفه های مهم هر انسانی است. کمک کردن به دیگران این احساس را در فرد به وجود می‌آورد که او فرد با ارزشی است و می‌تواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی می‌بینیم که توانسته ایم گره ای از کار دیگران بگشايیم، در درون خود احساس شادمانی و شعف می‌کنیم.
۱۴) گذشت داشته باشیم: همانگونه که لطف و مهربانی خداوند شامل حال بندگانش می‌شود چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباه‌هاي دیگران چشم پوشی کرده و راه آشتی را هموار سازیم تا ضمن خوشحال کردن آن‌ها، خودمان نیز با دور ریختن کینه ها به آرامش درونی دست یابیم.
حافظ می‌گوید:
دلی با غم بسر بردن جهان یکسرنمی ارزد
به می‌بفروش دلق ما، کزین بهتر نمی ارزد

حال چند توصیه پیشنهاد می‌شود: فکر کردن غیر از غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند و فایده ای ندارد. در حالی که بر اثر فکر کردن راه هایی برای رفع نگرانی ها پیدا می‌شود.
هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع یا فراموشی مشکل پیشقدم شویم.
زمانی که ناراحت هستیم بد نیست محیط را ترک کرده و کمی پیاده روی کنیم.
حرکت و ورزش اثر نشاط آوری دارد. اگر زمان ناراحتی چند متر را با سرعت بدویم، خواهیم دید که حالت ناراحتی کاهش می‌یابد.
به نکات مثبت واقعه (پیشامد ناخوشایند) نیز فکر کنیم.
غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ما اندوهناک است، دیگران هم افسرده و ناراحت می‌شوند، همین طور وقتی شاد باشیم چهره دیگران شاد می‌شود. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک نموده و قدم بزنیم.
هنگام روبه رو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمايیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت نمايیم.
گذشته هرگز مساوی آینده نیست، هر چند که با ناملا یمات روبرو شده ایم، می‌توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع می‌شود.
راز شاد زیستن، انجام دادن آن چه دوست داریم نیست. دوست داشتن آن چیزی است که انجام می‌دهیم

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388| ساعت 11:9 قبل از ظهر| توسط مهسا| |

اندیشمندی جایزه بزرگی برای فردی گذاشت که بتواند به بهترین شکل آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را برای وی فرستادند. آن تابلو ها تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ف رنگین کمان در آسمان و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ...
مرد دانا تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. .
اولی ،تصویر دریاچه آرامی بود که کوه های عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می کردند ،در گوشه چپ دریاچه ، خانه کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دودکش ان بلند شده بود و نشان می داد شام گرمی آماده است.
تصویر دوم کوه ها را نمایش می داد ، اما کوهها را نمایش می داد اما کوه های ناهموار بود و قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوه ها به طور بی رحمانه ای تاریک بود و ابرها آبستن بارش تگرگ وباران و سیل آسا بود. این تابلو اصلا با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند همهاهنگی نداشت. اما وقتی فردی با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم جوجه پرنده ای را می دید. آنجا در میان غرش وحشی طوفان ، جوجه گنجشکی آرام نشسته بود. فرد اندیشمند اطرافیان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جایزه بهترین تصویر آرامش ف تابلوی دوم است و چنین توضیح داد:
آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سروصدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388| ساعت 3:39 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

اين يه تست روانشناسي فوق العاده ست، لطفا صادقانه جواب بدين و جواب ها رو دقيق تو ذهنتون نگه دارين و در آخر با بررسي ها مقايسه کنيد، لطفا قبل از جوابگويي خودتون به سوال ها، هيچ کدوم از پاسخ ها رو نخونين، چون نتيجه ي نهايي نادرست در مياد!!!


 


1-   در جنگل در حال قدم زدن با شخصي هستيد، شخص همراه شما کيست؟


2-    باز هم در جنگل، قدم مي زنيد. حيواني را مي بينيد. مي توانيد بگوييد چيست؟


3-   چه تعامل يا ارتباطي بين شما و آن حيوان ايجاد مي شود؟


4-   به اعماق جنگل مي رويد. وارد محوطه اي بدون درخت مي شويد و در مقابل خود، خانه ي رويايي و ايده آلي را که در ذهن داشتيد مي بينيد، آن را توصيف کنيد؟


5-   آيا دور خانه ي شما نرده يا توري وجود دارد؟


6-   وارد خانه مي شويد. به اتاق ناهار خوري مي رويد و ميز ناهار خوري را مي بينيد. توضيح دهيد روي ميز و دور و بر آن چه مي بينيد؟


7-   از در پشت خانه خارج مي شويد. بر روي چمن ها يک فنجان قرار گرفته است. جنس فنجان از چيست ( سراميک، شيشه، کاغذ، چيني، پلاستيک و...) ؟


8-   با فنجان چه مي کنيد؟


9-   در حاشيه و اطراف خانه قدم مي زنيد و خود را کنار آب مي بينيد، آبي که مي بينيد چه نوع است (اقيانوس، درياچه، دريا، رودخانه، نهر و ...) ؟


10- چگونه از روي آب مي گذريد؟

 

 

پاسخ هاي خود را با بررسي هاي زير مقايسه کنيد و نتيجه بگيريد:


 

 


 

1-   همراهي که از او نام برديد و با شما قدم مي زند، مهم ترين فرد زندگي شماست.


 

2-   اندازه حيواني که در جنگل مي بينيد، بيانگر حجم مشکلات شخصي شماست.


 

3-   ارتباطي که با حيوان برقرار مي کنيد و اعمالي که انجام مي دهيد نشان مي دهد که به شيوه با مشکلات خود(مثبت يا منفي) برخورد خواهيد کرد.


 

4-   اندازه ي خانه ي رويايي شما، تعيين کننده ي مقدار انگيزه و هدف شما در حل مشکلات و مسائل است.


 

5-   اگر هيچ نرده يا حصاري دور خانه ي رويايي خود در نظر نگرفته ايد، نشان مي دهد که شخصيت آزادي داريد و هميشه از مردم استقبال مي کنيد و به آن ها خوشامد مي گوييد. بر عکس، حضور نرده، نمايشگر شخصيت بسته و محدود شماست، شما ترجيح مي دهيد که افراد، سرزده به ديدن شما نيايند.


 

6-   اگر پاسخ شما شامل خوراک، افراد و يا گل ها نيست، از زندگي کاملا ناراحت هستيد.


 

7-   دوام وپايداري جنسيت فنجان انتخاب شده توسط شما، پايداري رابطه شما و شخص نامبرده در سوال اول را نشان مي دهد.


 

8-   نحوه کار شما با فنجان، نشانگر طرز تفکر شما نسبت به شخص سوال اول است.


 

9-   اندازه ي حجم آبي که مي بينيد، بيانگر عاطفه و احساسات شماست.


 

10- ميزان خيس شدن شما، هنگاهي که از آب عبور مي کنيد، اهميت ارتباطات و روابط عاطفي شما را نشان مي دهد.

 

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388| ساعت 12:10 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

امروز می خوام یکی از سخنان دکتر شریعتی رو براتون بنویسم 

روحشششششششش شاد .....

نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388| ساعت 6:23 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد، ‌از پی‌اش بروید،‌
هرچند راهش سخت و ناهموار باشد.
هنگامی که بال‌هایش شما را در بر می‌گیرد، ‌تسلیمش شوید،‌
گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروح‌تان کند.
وقتی با شما سخن می‌گوید باورش کنید،‌
گرچه ممکن است صدای رؤیاهاتان را پراکنده سازد،‌ همان گونه که باد شمال باغ را بی‌بر می‌کند.
زیرا عشق همانگونه که تاج بر سرتان می‌گذارد، ‌به صلیبتان می‌کشد.
همان گونه که شما را می‌پروراند، ‌شاخ و برگ‌تان را هرس می‌کند.
همان گونه که از قامت‌تان بالا می‌رود و نازک‌ترین شاخه‌هاتان را که در آفتاب می‌لرزند نوازش می‌کند، ‌به زمین فرو می‌رود و ریشه‌هاتان را که به خاک چسبیده‌اند می‌لرزاند.
عشق، شما را همچون بافه‌های گندم برای خود دسته می‌کند.
می‌کوبدتان تا برهنه‌تان کند.
سپس غربال‌تان می‌کند تا از کاه جداتان کند.
آسیاب‌تان می‌کند تا سپید شوید.
ورزتان می‌دهد تا نرم شوید.
آنگاه شما را به آتش مقدس خود می‌سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند، ‌نانی شوید.
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388| ساعت 7:34 بعد از ظهر| توسط مهسا| |

امروز  میخوام از لئون تولستوی براتون بنویسم

نویسنده ای که حتما می شناسینش

تولستوی  به نظر ماها خیلی آدم خوشبختی بود

یه خانواده ی خوب و ثروت و شهرت ولی  در عین خوشبختی

اگه بخوام از زندگیه شخصیش واستون بگم :اون هیچ وقت تیراندازی نمی رفت که یه دفه وسوسه بشه و

با تفنگش خود کشی کنه و همه ی  طنابای خونشو قایم می کرد  که بازم  خودکشی نکنه

همه ی اینا رو واسه این گفتم  که به این نتیجه برسیم که زندگی کردن بدون چالش ومشکل

امکان پذیر نیست.

 

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388| ساعت 1:11 بعد از ظهر| توسط مهسا| |















قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت

فریاد سکوت
وبلاگ روانشناسی و اجتماعی و ادبی
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستای من
من دانشجوی روانشناسی بالینی دانشگاه tab هستم
ودوست دارم مطالب مفیدی واستون بنویسم یعنی سعی می کنم...
شمام نظر بدیییییییین
یا حق

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
<-ArchiveTitle->
آرشیو موضوعی
<-CategoryName->
نویسندگان
پیوندها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM